مهارت کنترل خشم یا تنظیم هیجانی یکی از حیاتیترین مهارتهای اجتماعی و عاطفی است که کودک در طول دوران رشد کسب میکند این مهارت تأثیر عمیقی بر کیفیت زندگی، روابط، موفقیت تحصیلی و سلامت روان فرد در بزرگسالی خواهد داشت.
در اینجا به طور کامل به شما توضیح میدهیم که چگونه کنترل خشم در کودکی بر آینده فرزند شما تأثیر میگذارد:
کنترل کردن خشم کودک علاوه بر اینکه بر سلامت ذهنی و روانی کودک بسیار مهم است میتواند بر آینده او نیز تاثیرگذار باشد در ادامه به بخش های متفاوت کنترل خشم درکودکان میپردازیم
کنترل خشم ضعیف در کودکی، مستقیماً به مشکلات روابطی در بزرگسالی منجر میشود.
کودکانی که نمیتوانند خشم خود را مدیریت کنند، اغلب در روابط نزدیک دوستانه، عاشقانه، یا خانوادگی باعث درگیریهای مکرر میشوند آنها امکان دارد به دلیل واکنشهای اغراقآمیز یا پرخاشگری کلامی فیزیکی، شرکای عاطفی و دوستان خود را از خود دور کننده و در نتیجه، دچار احساس تنهایی شوند.
توانایی حل تعارض بدون بالا بردن صدا یا استفاده از تهدید، در محیط کار و زندگی شخصی ضروری است. کودکی که یاد میگیرد هنگام عصبانیت نفس عمیق بکشد، بزرگسالی خواهد بود که میتواند در جلسات کاری یا اختلافات خانوادگی، موضع خود را با آرامش بیان کند.
در محیطهای گروهی مدرسه و محل کار، کودکانی که دائماً کنترل خشم ندارند، طرد شوند یا به عنوان فرد مشکلساز شناخته شوند این امر بر اعتبار اجتماعی و توانایی رهبری فرد در آینده تأثیر میگذارد.

همچنین در ادامه میتوانید بخوانید عواقب درمان نکردن کودکان بیش فعال
خشم کنترلنشده یک استرسور مزمن برای بدن و ذهن است.
ناتوانی در مدیریت خشم میتواند زمینهساز اضطراب، افسردگی، و تحریکپذیری مداوم باشد خشم سرکوبشده یا خشم بیرونی، هر دو به سلامت روان آسیب میزنند.
خشم مزمن باعث ترشح مداوم هورمونهای استرس مانند کورتیزول میشود که به مرور زمان میتواند منجر به مشکلات سلامتی مانند فشار خون بالا، مشکلات قلبی عروقی، اختلالات گوارشی و ضعف سیستم ایمنی شود.
فردی که در کودکی ابزارهای لازم برای آرامسازی خود را یاد نگرفته باشد، در بزرگسالی بیشتر به روابط ناسالم مانند مصرف مواد، الکل یا رفتارهای پرخطر برای تسکین احساسات شدید روی میآورد.
موفقیت در محیطهای ساختار یافته به شدت به توانایی پیروی از قوانین، همکاری و حفظ تمرکز وابسته است.
دانشآموزانی که خشم خود را کنترل نمیکنند، بیشتر در معرض مشکلات انضباطی در مدرسه هستند این امر میتواند منجر به تعلیق، نمرات پایینتر و در نهایت ترک تحصیل یا عدم موفقیت در دورههای آموزش عالی شود.
در محیط کار، پرخاشگری، عدم تحمل انتقاد، و فورانهای خشم میتواند به از دست دادن شغل، عدم ترفیع، یا مشکلات با همکاران منجر شود کارفرمایان به دنبال افرادی هستند که بتوانند تحت فشار حرفهای عمل کنند، نه اینکه واکنشهای هیجانی نشان دهند.
آموزش کنترل خشم به کودکان یک فرآیند تدریجی است که نیاز به صبر، ثبات قدم و مدلسازی رفتاری از سوی والدین و مربیان دارد هدف این نیست که کودک هرگز عصبانی نشود، بلکه این است که او یاد بگیرد چگونه احساسات شدید خود را به روشی سالم و سازنده ابراز و مدیریت کند.
در اینجا چند تکنیک مؤثر برای آموزش کنترل خشم به کودکان آورده شده است:
کودک قبل از کنترل خشم، باید بداند که چه حسی دارد و آن حس چه نامی دارد.
به کودک کمک کنید تا فراتر از عصبانیام کلمات دیگری را بیاموزد مانند: ناامید، خسته، مضطرب، بیعدالتی دیدهام ،به کودک بیاموزید که احساسات در بدن چگونه بروز میکنند مانند وقتی عصبانی میشوی، آیا شکمت سفت میشود؟ آیا قلبت تند میزند؟ اینها نشانههایی هستند که باید توجه کنی.
برای کودکان خردسالتر، از کتابها، کارتهای احساسات یا نقاشی برای شناسایی حالات چهره استفاده کنید.
این تکنیکها به کودک کمک میکنند تا در اوج عصبانیت، سیستم عصبی خود را فعال کند و از حالت جنگ یا گریز خارج شود.
1.تنفس عمیق، سریعترین راه برای فعال کردن سیستم پاراسمپاتیک آرامشبخش بدن است.
2.تنفس شمع، کودک یاد میگیرد که به آرامی نفس بکشد مثل دمیدن یک شمع و سپس آهسته نفس را بیرون دهد مثل فوت کردن یک شمع.
3.تنفس بادکنک، کودک تصور میکند که شکمش یک بادکنک است دم عمیق از بینی بادکنک را پر میکند و بازدم طولانی از دهان بادکنک را خالی میکند.
تنفس ۵ تایی، دم و بازدم را به آرامی تا عدد ۵ بشمارد.
1.مکان امن: یک گوشه آرام در خانه ایجاد کنید که با بالش، کتاب، اسباببازیهای آرامشبخش مثل توپ فشاری یا پتوهای سنگین تزئین شده باشد. این مکان برای تنفس و فکر کردن است، نه برای تنبیه.
2.فشار دادن: استفاده از توپهای استرس، خمیر بازی یا فشردن ملحفهها میتواند انرژی فیزیکی خشم را تخلیه کند.
3.حرکات کششی یا فعالیت فیزیکی کوتاه، انجام چند پرش، دویدن درجا یا بالا و پایین پریدن میتواند تنش را کاهش دهد.
پس از اینکه کودک آرام شد، باید راههای بهتری برای ابراز نیازهایش بیاموزد.
1.استفاده از جملات من: به جای متهم کردن دیگران تو همیشه اسباببازی من را میگیری!, کودک یاد میگیرد احساس خود را بیان کند جمله صحیح،من ناراحت شدم وقتی اسباببازیام را بدون اجازه برداشتی.
2.درخواست کمک: آموزش اینکه وقتی احساس غرق شدن میکنند، باید از یک بزرگسال درخواست کمک کنند.
3.انتظار کشیدن: اگر کودک برای چیزی اصرار دارد و باید منتظر بماند، به او یک فعالیت جایگزین بدهید تا زمان انتظار را پر کند مثلاً یک کتاب بخواند یا به او یاد دهید چگونه درخواستش را به زبان بیاورد و منتظر بماند.

همچنین در ادامه میتوانید بخوانید نقش رفتاردرمانی در بهبود ارتباط و تعامل کودکان اوتیسم
این گروه بیشتر به دلیل ناتوانی در بیان نیازها خشمگین میشوند در این سن، تکنیکهای فیزیکی مانند تغییر محیط، در آغوش گرفتن محکم برای آرام کردن و تغییر تمرکز بهترین پاسخ هستند.
این سن برای آموزش تنفس و استفاده از مکان امن مناسب است.
میتوانند مفهوم زنجیره فکری این اتفاق افتاد ، من این احساس را کردم ، من این کار را کردم را درک کنند و مسئولیت بیشتری در انتخاب واکنشهایشان بپذیرند.
نتیجهگیری
کنترل خشم در کودکی، نه تنها در مورد جلوگیری از جیغ زدن یا پرتاب کردن اسباببازیها است؛ بلکه در مورد آموزش انعطاف پذیری روانی است کودکی که این مهارت را دارد، بزرگسالی خواهد بود که میتواند با چالشهای زندگی روبرو شود، روابط معناداری بسازد و در نهایت، رضایت بیشتری از زندگی خود داشته باشد.