برای شناخت دقیق تواناییهای یک کودک، همیشه نمیتوان به نتیجه یک آزمون اکتفا کرد. گاهی یک ارزیابی اطلاعات مناسبی درباره عملکرد شناختی کودک به دست میدهد، اما برای روشن شدن بخش دیگری از وضعیت او، بررسی تخصصیتری لازم است. در چنین شرایطی، انتخاب آزمون باید بر اساس هدف ارزیابی و پرسشی انجام شود که هنوز پاسخ روشنی برای آن وجود ندارد.
آزمون فراستیگ و تست هوش وکسلر برای کودکان ممکن است در فرایند ارزیابی کودکان، استفاده شوند. بااینحال، این دو آزمون کاربرد یکسانی ندارند و نتایج آنها را نیز نمیتوان به جای یکدیگر تفسیر کرد. آشنایی با تفاوت این ارزیابیها به والدین کمک میکند گزارش متخصص را بهتر درک کنند و بدانند هر نتیجه چه اطلاعاتی درباره وضعیت فرزندشان ارائه میدهد.
تفاوت کاربرد آزمون فراستیگ و وکسلر
آزمون فراستیگ و تست هوش وکسلر برای بررسی جنبههای متفاوتی از تواناییهای کودکان استفاده میشوند. وکسلر به متخصص کمک میکند تواناییهای شناختی کودک را در چند زمینه بررسی کند، درحالیکه آزمون فراستیگ بیشتر بر عملکرد ادراک دیداری تمرکز دارد. بنابراین، هرکدام اطلاعات متفاوتی در اختیار متخصص قرار میدهند و انتخاب آنها به هدف ارزیابی بستگی دارد.
برای مثال، اگر متخصص بخواهد شناخت گستردهتری از تواناییهای شناختی کودک به دست آورد، ممکن است تست هوش وکسلر را پیشنهاد کند. اما اگر لازم باشد عملکرد ادراک دیداری کودک بهطور دقیقتری بررسی شود، آزمون فراستیگ میتواند انتخاب مناسبی باشد. در این تصمیمگیری، شرایط فعلی کودک، سابقه رشدی و نتایج ارزیابیهای قبلی نیز اهمیت دارند زیرا گاهی برای شناخت بهتر وضعیت کودک، بررسیهای تکمیلی مورد نیاز است.
انتخاب آزمون نباید فقط بر اساس پیشنهاد اطرافیان یا نگرانی والدین انجام شود. ابتدا لازم است مشخص شود چه موضوعی درباره عملکرد کودک نیاز به بررسی دارد. سابقه رشدی، شرایط فعلی و نتایج ارزیابیهای قبلی میتوانند در این تصمیم نقش داشته باشند.
تفاوت نتایج آزمونها
گاهی ممکن است نتیجه دو آزمون درباره یک کودک متفاوت باشد. برای مثال، ممکن است کودک در آزمون فراستیگ عملکرد ضعیفی داشته باشد و در پردازش اطلاعات دیداری مشکل نشان دهد، اما نتیجه تست وکسلر او خوب باشد. این دو نتیجه با هم تناقض ندارند زیرا هر آزمون تواناییهای متفاوتی را بررسی میکند.
نتیجه خوب در آزمون تست وکسلر به این معنا نیست که کودک در تمام مهارتهای خود عملکرد یکسانی دارد. به همین ترتیب، ضعف در آزمون فراستیگ هم به معنای پایین بودن هوش کودک نیست. در چنین شرایطی، متخصص باید نتایج هر دو آزمون را در کنار سایر اطلاعات مربوط به کودک بررسی کند تا مشخص شود در چه زمینهای به ارزیابی یا حمایت بیشتری نیاز دارد.
جایگاه آزمون فراستیگ در کنار سایر ارزیابیها
آزمون فراستیگ زمانی اهمیت پیدا میکند که متخصص بخواهد اطلاعات مشخصتری درباره عملکرد ادراک دیداری کودک به دست آورد. این ارزیابی برخلاف آزمونهای هوش، برای ارائه تصویری جامع از تمام تواناییهای شناختی طراحی نشده است و نباید نتیجه آن را معیاری برای قضاوت درباره هوش کلی کودک در نظر گرفت.
آزمون فراستیگ میتواند یکی از ابزارهای مورد استفاده متخصص باشد. البته تصمیمگیری درباره انجام آن به نشانههای مشاهدهشده، هدف ارزیابی و نتایج بررسیهای قبلی بستگی دارد. نکته مهم این است که هیچ آزمونی نباید صرفاً به دلیل شناختهشده بودن یا استفاده رایج از آن انتخاب شود. اهمیت و ارزش هر آزمون به این بستگی دارد که تا چه اندازه میتواند وضعیت کودک را تفسیر کند.
نحوه اجرای آزمون فراستیگ
آزمون ها باید توسط فرد آموزشدیده و طبق دستورالعمل مشخص انجام شوند. در آزمون فراستیگ، کودک چند فعالیت دیداری را انجام میدهد و عملکرد او در هر بخش بررسی میشود. سن کودک و میزان درک او از دستورالعملها نیز در بررسی نتایج اهمیت دارند.
متخصص پس از پایان آزمون، عملکرد کودک را در مهارتهای مختلف بررسی میکند. برای مثال، اگر کودک در هماهنگی چشم و دست مشکل داشته باشد، ممکن است مهارتهای حرکتی ظریف او نیاز به ارزیابی داشته باشند. اگر در تشخیص شکلها از یکدیگر برایش دشوار باشد، متخصص این موضوع را با دقت بیشتری بررسی میکند.
نتیجه آزمون فراستیگ بهتنهایی برای تشخیص اختلال یادگیری کافی نیست. اگر کودک در درس خواندن، نوشتن یا سایر فعالیتهای مدرسه مشکل داشته باشد، ممکن است به ارزیابیهای بیشتری نیاز داشته باشد. در این شرایط، تست اختلال یادگیری در کودکان و بررسی تخصصی میتوانند به شناخت بهتر علت مشکل و انتخاب روش مناسب برای کمک به کودک کمک کنند.

تفسیر نتایج در کنار سایر اطلاعات
گاهی نتیجه یک آزمون برای شناخت کامل وضعیت کودک کافی نیست و متخصص برای بررسی دقیقتر، ارزیابیهای دیگری را پیشنهاد میدهد. برای مثال، ممکن است نتیجه آزمون فراستیگ نشاندهنده ضعف در یک زمینه باشد، اما اطلاعات موجود برای مشخص کردن علت این مشکل کافی نباشد. در چنین شرایطی، بررسیهای بیشتر میتوانند به روشن شدن وضعیت کودک کمک کنند.
ممکن است نتیجه آزمون با عملکرد کودک در خانه یا مدرسه یکی نباشد. برای مثال، کودک در انجام بعضی فعالیتهای روزمره یا تکالیف مدرسه با دشواری روبهرو باشد، درحالیکه نتیجه ارزیابی بهتنهایی دلیل این مشکلات را مشخص نکند. در این موارد، متخصص با توجه به شرایط کودک و اطلاعات موجود تصمیم میگیرد که آیا ارزیابی دیگری لازم است یا خیر.
البته انجام ارزیابیهای تکمیلی برای همه کودکان ضروری نیست. هدف از این بررسیها، جمعآوری اطلاعاتی است که به شناخت بهتر تواناییها و مشکلات احتمالی کودک کمک میکنند. بنابراین، انتخاب آزمونهای بعدی باید بر اساس نیاز کودک و نظر متخصص انجام شود.
شرایط کودک هنگام انجام آزمون
وضعیت کودک در زمان ارزیابی میتواند بر نحوه عملکرد او تأثیر بگذارد. برای مثال، خستگی، خواب ناکافی یا بیقراری ممکن است باعث شود کودک نتواند با دقت همیشگی فعالیتها را انجام دهد. در چنین شرایطی، ممکن است عملکرد او با توانایی واقعیاش تفاوت داشته باشد.
البته نباید هر نتیجه ضعیفی را به شرایط نسبت داد. هدف از توجه به این عوامل، نادیده گرفتن نتیجه آزمون نیست بلکه متخصص باید بررسی کند که آیا شرایط انجام ارزیابی در عملکرد کودک تأثیر داشته است یا خیر.
جمع بندی
هر کودک تواناییها و نیازهای خاص خود را دارد و برای شناخت بهتر او، باید به تفاوتهای فردی توجه کرد. آزمون فراستیگ و تست هوش وکسلر هرکدام از جنبه متفاوتی به بررسی عملکرد کودک کمک میکنند و آشنایی با کاربرد آنها باعث میشود والدین دید روشنتری نسبت به روند ارزیابی فرزندشان داشته باشند. همراهی والدین با متخصص و توجه به رفتار و عملکرد کودک در زندگی روزمره میتواند به شناخت بهتر شرایط او کمک کند. هدف نهایی از انجام این ارزیابیها، مشخص کردن نقاط ضعف کودک نیست، بلکه باید از اطلاعات بهدستآمده برای شناخت تواناییهای او و انتخاب راههای مناسب برای کمک به رشد و یادگیریاش استفاده کرد.