زمانی که کودک با درس و تکالیفش مشکل پیدا میکند، والدین تصور میکنند که او حواس پرت یا بی دقت است اما همیشه ماجرا به همین سادگی نیست. کودکی ممکن است به دلیل بیش فعالی نتواند هنگام انجام تکلیف تمرکز کند و کودک دیگری با وجود تلاش و تمرکز کافی، در خواندن، نوشتن یا ریاضی با مشکل روبهرو باشد. این تفاوت، اهمیت شناخت درست اختلال یادگیری را بیشتر میکند.
در واقع، اختلال یادگیری در کودکان و بیش فعالی از جمله مشکلاتی هستند که میتوانند عملکرد تحصیلی کودک را تحت تأثیر قرار دهند. شباهت در بعضی نشانهها باعث شده بیش فعالی و اختلال یادگیری گاهی با یکدیگر اشتباه گرفته شوند، در حالی که مسیر بروز و نوع مشکلات آنها متفاوت است. در ادامه، تفاوت بیش فعالی و اختلال یادگیری را از نظر نشانهها، نحوه بروز مشکلات درسی و رفتار کودک هنگام انجام تکالیف بررسی میکنیم تا تشخیص این دو مشکل برای والدین روشنتر شود.
برای تشخیص تفاوت این دو اختلال، بهتر است به جای تمرکز روی یک رفتار، ببینیم کودک در کدام مرحله از انجام یک فعالیت دچار مشکل میشود.
در بیش فعالی، مشکل میتواند در موقعیتهای مختلف خودش را نشان دهد. برای مثال کودک ممکن است در خانه، مدرسه یا هنگام بازی نتواند توجه خود را بهخوبی مدیریت کند، زیاد صحبت کند یا بدون فکر عمل کند. علائم ADHD محدود به یک درس یا فعالیت خاص نیستند و در چند محیط دیده میشوند.
اما در اختلال یادگیری، مشکل معمولاً مشخصتر است. ممکن است کودک در ریاضی عملکرد ضعیفی داشته باشد ولی در فعالیتهای کلامی یا هنری توانمند باشد یا در خواندن مشکل داشته باشد اما بتواند مطالب را بهصورت شفاهی بهخوبی توضیح دهد.
به زبان ساده، در بیش فعالی ممکن است خودِ فرایند توجه و کنترل رفتار برای کودک دشوار باشد، اما در اختلال یادگیری، یادگیری یا پردازش یک مهارت تحصیلی مشخص با مشکل مواجه میشود.
رفتار کودک هنگام درس خواندن اطلاعات مهمی در اختیار والدین قرار میدهد. کودکی که با بیش فعالی دستوپنجه نرم میکند ممکن است وسط تکلیف مدام از جایش بلند شود، سراغ وسایل دیگر برود، بدون تمام کردن یک فعالیت سراغ فعالیت بعدی برود یا بخشی از دستور معلم را فراموش کند. بیتوجهی، تکانشگری و فعالیت بیش از حد از نشانههایی هستند که در ADHD دیده میشوند.
اما در اختلال یادگیری، ممکن است کودک با علاقه پای تکلیف بنشیند و حتی برای انجام آن تلاش زیادی کند، ولی در یک بخش مشخص بارها اشتباه کند. برای نمونه، ممکن است در خواندن کلمات مشکل داشته باشد یا در محاسبات ریاضی اشتباههاتی تکراری داشته باشد.
یکی از نکات مهم در بررسی بیش فعالی، گستردگی علائم است. مشکلات ADHD معمولاً فقط به یک درس و محیط محدود نمیشوند و میتوانند در خانه، مدرسه یا ارتباط با دیگران نیز دیده شوند. کودک ممکن است وسایلش را گم کند، در انتظار نوبت مشکل داشته باشد، زیاد صحبت کند یا بدون فکر دست به کاری بزند.
در مقابل، اختلال یادگیری بیشتر حول مهارت یا مهارتهای خاصی میچرخد. ممکن است کودک در فعالیتهای هنری، بازی، گفتوگو یا بعضی درسها عملکرد مناسبی داشته باشد اما در یک حوزه آموزشی مشخص عقبتر از همسالان خود باشد.
بنابراین، بررسی اینکه مشکل کودک فقط در درس دیده میشود یا در بخشهای مختلف زندگی نیز وجود دارد، یکی از سرنخهای مهم در ارزیابی است.
در مدرسه، تفاوت میان این دو وضعیت همیشه واضح نیست چون هر دو میتوانند به افت تحصیلی منجر شوند.
کودک دارای بیش فعالی ممکن است پاسخ یک سؤال را بلد باشد اما به دلیل عجله یا بیدقتی آن را اشتباه بنویسد. ممکن است تکالیفش را فراموش کند، سؤالها را کامل نخواند یا آزمون را بدون بررسی پاسخها تحویل دهد.
در اختلال یادگیری، اشتباهها معمولاً الگوی مشخصتری دارند. برای مثال، مشکل کودک ممکن است بیشتر در خواندن، هجی کردن، نوشتن یا محاسبات ریاضی دیده شود و با گذشت زمان نیز بدون حمایت تخصصی برطرف نشود.
گاهی کودک از انجام تکلیف فرار میکند چون انجام آن برایش سخت است. وقتی کودک در حل یک سوال بارها با ناتوانی و شکست روبرو شود، طبیعی است که نسبت به آن مقاومت نشان دهد. این مسئله بهخصوص در اختلالات یادگیری اهمیت دارد.
از طرف دیگر، کودک مبتلا به بیش فعالی نیز ممکن است به دلیل دشواری در حفظ توجه، از تکالیف طولانی فراری باشد.

این دو اختلال لزوماً جایگزین یکدیگر نیستند. یک کودک میتواند همزمان علائم ADHD و اختلال یادگیری داشته باشد. در این حالت، مشکلات مدرسه ممکن است شدیدتر و تشخیص علت هر مشکل دشوارتر شود. برای مثال، کودکی را تصور کنید که مشکل عدم تمرکز دارد و از جهتی در خواندن ضعف قابل توجهی نشان میدهد. اگر تمام مشکلات او فقط به بیش فعالی نسبت داده شود، ممکن است نیاز آموزشی مربوط به اختلال یادگیری نادیده گرفته شود. به همین دلیل، در بررسی کودک باید فقط به یک نشانه توجه نکرد و مجموعهای از رفتارها، مهارتهای شناختی و عملکرد تحصیلی او را در نظر گرفت.
هیچ رفتاری به تنهایی نمیتواند وجود بیش فعالی یا اختلال یادگیری را ثابت کند. تشخیص بیش فعالی با یک مشاهده ساده یا یک تست امکانپذیر نیست. متخصص مجموعهای از علائم، محل بروز آنها و میزان تأثیرشان بر عملکرد کودک را بررسی میکند تا مشخص شود آیا نشانهها با ADHD مطابقت دارند یا علت دیگری پشت آنها قرار دارد.
برای شناسایی اختلال یادگیری نیز تواناییهای تحصیلی کودک باید به شکل تخصصی ارزیابی شود تا مشخص شود دشواری اصلی در کدام مهارت وجود دارد و چه عواملی میتوانند در ایجاد یا تشدید آن نقش داشته باشند.
شناخت علت اصلی مشکلات کودک، اولین قدم برای انتخاب مسیر مناسب توانبخشی است. اگر دشواریهای کودک بیشتر به بیتوجهی، تکانشگری، ضعف در سازماندهی یا کنترل رفتار مربوط باشد، برنامه مداخله باید این مهارتها را هدف قرار دهد. در مقابل، زمانی که مشکل اصلی در خواندن، نوشتن، ریاضی یا یکی دیگر از مهارتهای تحصیلی قرار دارد، برنامه حمایتی باید متناسب با همان حوزه طراحی شود.
کاردرمانی نیز میتواند برای کودکانی که مشکلات توجه، برنامهریزی، مهارتهای شناختی و ادراکی یا مهارتهای موردنیاز برای مشارکت در فعالیتهای مدرسه دارند، بخشی از برنامه توانبخشی باشد. کاردرمانگر پس از ارزیابی عملکرد کودک، نقاط ضعف و توانمندیهای او را مشخص کرده و تمرینها را بر اساس نیازهای واقعی کودک تنظیم میکند.
نکته مهم این است که بیش فعالی و اختلال یادگیری یک الگوی ثابت در همه کودکان ندارند. ممکن است دو کودک با تشخیص مشابه، نیازهای کاملاً متفاوتی داشته باشند. به همین دلیل، برنامه توانبخشی باید فردمحور باشد و بر اساس شرایط و عملکرد هر کودک تنظیم شود.
جمعبندی
بیش فعالی و اختلال یادگیری ممکن است هر دو خودشان را با افت تحصیلی، فرار از تکلیف یا بیدقتی نشان دهند، اما این شباهت به معنای یکسان بودن آنها نیست. در بیش فعالی، مشکلات مربوطه میتوانند در موقعیتهای مختلف زندگی کودک دیده شوند در حالی که اختلال یادگیری بیشتر یک یا چند مهارت مشخص آموزشی را درگیر میکند.
بنابراین، دیدن چند نشانه بهتنهایی برای تشخیص کافی نیست. بررسی دقیق رفتار کودک، عملکرد تحصیلی و شرایط او در محیطهای مختلف کمک میکند علت واقعی مشکل بهتر مشخص شود و حمایت مناسبتری در اختیار کودک قرار بگیرد.