وقتی کودک در حرکت دادن دستها و پاها با محدودیت مواجه میشود یا بدنش نسبت به حالت طبیعی سفتتر به نظر میرسد، ممکن است این وضعیت فقط یک تفاوت ساده در الگوی حرکتی نباشد. هایپرتونی در کودکان به افزایش غیرطبیعی تون عضلانی گفته میشود و میتواند حرکت، تعادل، وضعیت بدن و حتی انجام فعالیتهای روزمره را تحت تأثیر قرار دهد. شدت این مشکل در همه کودکان یکسان نیست و نوع افزایش تون عضلانی نیز میتواند متفاوت باشد. به همین دلیل، تشخیص دقیق نوع هایپرتونی اهمیت زیادی دارد. در این شرایط، کاردرمانی جسمی در کودکان میتواند با تمرکز بر کنترل حرکتی و بهبود عملکرد کودک، بخشی از روند توانبخشی باشد و انتخاب بهترین مرکز کاردرمانی نیز به دلیل نیاز به ارزیابی تخصصی و برنامه درمانی متناسب با شرایط هر کودک اهمیت پیدا میکند.
عضلات بدن هیچوقت کاملاً غیرفعال نیستند، حتی در زمان استراحت نیز مقدار کمی انقباض در عضلات وجود دارد که به حفظ وضعیت بدن و آماده شدن برای حرکت کمک میکند. این میزان طبیعی فعالیت و انقباض را «تون عضلانی» مینامند. در هایپرتونی، این فعالیت بیش از اندازه افزایش پیدا میکند و عضلات بهجای اینکه بهراحتی منقبض و رها شوند، سفتتر و مقاومتر از حالت معمول میشوند. در نتیجه حرکاتی مثل خم کردن دست و پا، حفظ تعادل ، نشستن و راه رفتن برایش دشوار میشود.
این سفتی میتواند در قسمتهای مختلف بدن دیده شود. گاهی هر دو پا درگیر هستند، گاهی دستها بیشتر تحت تأثیر قرار میگیرند و در برخی کودکان نیز افزایش تون عضلانی بخش وسیعتری از بدن را درگیر میکند. بنابراین ظاهر و شدت هایپرتونی در همه کودکان یکسان نیست.
سفت بودن بدن کودک بهتنهایی برای تشخیص هایپرتونی کافی نیست. متخصص هنگام ارزیابی، نحوه حرکت اندامها، دامنه حرکتی مفاصل، وضعیت بدن، واکنش عضلات و مهارتهای حرکتی کودک را در کنار یکدیگر بررسی میکند.
اولین نشانهای که معمولاً توجه والدین را جلب میکند، سفتی غیرعادی بدن یا یکی از اندامهاست. ممکن است دست یا پای کودک هنگام خم و صاف شدن مقاومت داشته باشد یا کودک نتواند اندام خود را به اندازه کافی آزادانه حرکت دهد. در بعضی موارد، پاها بیش از حد کشیده یا به یکدیگر نزدیک میشوند و دستها نیز ممکن است برای مدت زیادی در یک وضعیت خاص باقی بمانند.
هایپرتونی در سنین مختلف میتواند خودش را به شکلهای متفاوتی نشان دهد. در نوزاد میتواند به صورت سفتی مداوم بدن، دشواری در تغییر وضعیت یا حرکات محدود دیده شود. با بزرگتر شدن کودک، مشکلات ممکن است بیشتر در قالب تأخیر در نشستن، چهار دستوپا رفتن، ایستادن یا راه رفتن دیده شوند. بعضی کودکان نیز هنگام انجام فعالیتهایی که به هماهنگی دست و چشم نیاز دارند، مانند گرفتن یا جابهجا کردن اسباببازی، عملکرد ضعیفتری نشان میدهند.
تنظیم تون عضلانی به عملکرد صحیح مغز، نخاع و مسیرهای عصبی بستگی دارد. هر عاملی که این سیستم را تحت تأثیر قرار دهد، میتواند در بعضی کودکان باعث افزایش تون عضلانی شود. هایپرتونی ممکن است در ارتباط با برخی آسیبهای مغزی، اختلالات عصبی، فلج مغزی، آسیب نخاعی یا بعضی بیماریهای ژنتیکی و متابولیک ایجاد شود. در برخی کودکان، علت زمینهای از همان ابتدا مشخص است اما در برخی از کودکان نیاز به بررسی های پزشکی برای پیدا کردن علت افزایش تون عضلانی دارد.
رشد حرکتی کودک به شکل مرحلهبهمرحله پیش میرود. کنترل سر، غلت زدن، نشستن، چهار دستوپا رفتن، ایستادن و راه رفتن هرکدام به کنترل مناسب عضلات نیاز دارند. افزایش تون عضلانی میتواند انجام این فعالیت ها را دشوارتر کند. برای مثال، کودکی که عضلات تنه یا پاهایش بیش از حد سفت هستند ممکن است برای حفظ تعادل در حالت نشسته به کمک بیشتری نیاز داشته باشد. در مراحل بعد نیز سفتی پاها میتواند الگوی ایستادن و راه رفتن را تحت تأثیر قرار دهد.
ادامه ی این محدودیت ها باعث میشود کودک فرصت بازی و تجربه های زیادی را از دست بدهد. به همین دلیل، شناسایی این بیماری و مداخله به موقع باعث میشود که کودک هرچه زودتر به زندگی طبیعی خود برگردد.

شناخت نوع هایپرتونی اهمیت زیادی دارد، زیرا سفتی عضلات در همه کودکان به یک شکل ایجاد نمیشود و تفاوت آن میتواند روی انتخاب روش توانبخشی نیز اثر بگذارد.
اسپاستیسیتی یکی از شایعترین الگوهای هایپرتونی در کودکان است و در بسیاری از کودکان مبتلا به فلج مغزی دیده میشود. در این حالت، عضلات هنگام کشیده شدن بیش از اندازه معمول مقاومت میکنند و هرچه حرکت اندام سریعتر باشد، این مقاومت و سفتی بیشتر احساس میشود. به همین دلیل ممکن است والدین هنگام خم یا صاف کردن دست و پای کودک متوجه شوند که حرکت دادن آن بهراحتی انجام نمیشود. اگر اسپاستیسیتی ادامه پیدا کند، میتواند به مرور روی دامنه حرکتی مفاصل، وضعیت بدن و الگوی انجام حرکات کودک اثر بگذارد.
در دیستونی، انقباض عضلات همیشه به یک شکل و با شدت ثابت اتفاق نمیافتد. ممکن است کودک در حالت عادی حرکت نسبتاً طبیعی داشته باشد، اما هنگام انجام یک حرکت خاص، هیجان یا تلاش برای حفظ یک وضعیت، عضلات بهصورت غیرارادی منقبض شوند. در نتیجه، ممکن است دست، پا یا بخش دیگری از بدن برای مدتی در وضعیت غیرطبیعی قرار بگیرد یا حرکات پیچشی و غیرقابلکنترل ایجاد شود. شدت این حالت میتواند در طول روز یا هنگام انجام فعالیتهای مختلف تغییر کند و به همین دلیل تشخیص آن نیاز به ارزیابی دقیق حرکات کودک دارد.
این الگو بیشتر با سفتی مداوم و نسبتاً ثابت عضلات شناخته میشود. در این حالت، زمانی که اندام کودک بهصورت غیرفعال حرکت داده میشود، مقاومت عضلات احساس میشود و این مقاومت معمولاً به سرعت حرکت وابستگی زیادی ندارد. درواقع، عضله در برابر حرکت آزادانه مقاومت میکند و دست یا پای کودک به نرمی و راحتی حالت طبیعی خود را تغییر نمیدهد.
کاردرمانی جسمی میتواند بخش مهمی از روند توانبخشی کودکی باشد که به دلیل افزایش تون عضلانی، در حرکت و انجام فعالیتهای روزمره با مشکل مواجه شده است. در شروع درمان، کاردرمانگر وضعیت کودک را از جنبههای مختلف بررسی میکند. میزان حرکت مفاصل و نحوه کنترل عضلات، تعادل، هماهنگی حرکات، وضعیت بدن و مهارتهایی که کودک در انجام فعالیتهای روزمره دارد، بررسی میشود. این ارزیابی کمک میکند مشخص شود مشکل اصلی کودک کجاست و چه تواناییهایی نیاز به تقویت بیشتری دارند.
پس از ارزیابی، تمرینها بر اساس نیاز واقعی کودک انتخاب میشوند. از آنجا که کودکان معمولاً با بازی ارتباط بهتری برقرار میکنند، بسیاری از فعالیتهای درمانی نیز در قالب بازی و تمرینهای هدفمند انجام میشوند تا کودک در روند درمان مشارکت بیشتری داشته باشد و تمرینها برای او خستهکننده نباشند.
نوع تمرینها نیز به شرایط هر کودک بستگی دارد. برای مثال، اگر کودک در کنترل تنه و حفظ تعادل مشکل داشته باشد، بخش بیشتری از تمرینها روی همین مهارتها متمرکز میشود. اگر سفتی عضلات دستها حرکت را محدود کرده باشد، فعالیتهایی برای بهبود حرکت و هماهنگی دستها در برنامه قرار میگیرد. به همین دلیل، نمیتوان برای همه کودکان مبتلا به هایپرتونی یک برنامه درمانی یکسان در نظر گرفت و روند کاردرمانی باید متناسب با شرایط و نیازهای هر کودک پیش برود.
جمع بندی
هایپرتونی تنها به سفتی بیش از حد عضلات محدود نمیشود. این وضعیت میتواند روی نحوه حرکت، حفظ تعادل، بازی کردن و یادگیری مهارتهای حرکتی کودک اثر بگذارد. نوع و شدت هایپرتونی در همه کودکان یکسان نیست و همین موضوع باعث میشود ارزیابی دقیق، اولین قدم برای انتخاب مسیر مناسب توانبخشی باشد. شروع بهموقع ارزیابی و توانبخشی میتواند فرصت بیشتری برای تقویت مهارتهای حرکتی و افزایش مشارکت کودک در فعالیتهای روزمره فراهم کند.