خطاهای شناختی از جمله بحث های مهم در زمینه مدیریت و روانشناسی به شمار می آید. این خطاها، هنگام تحلیل و تفسیر و قضاوت در مورد رویدادها ما را به دام خود گرفتار میکنند و باعث میشوند که ما نتوانیم شرایط موجود را به درستی ارزیابی کرده و بهترین گزینهی پیش رو را انتخاب کنیم. اکثر خطاهای شناختی به مرور زمان و در اثر زندگی طولانی مدت انسان بر روی کره زمین، در مغز ما شکل گرفتهاند و اگرچه بسیاری از آنها به ادامه زندگی ما کمک کردهاند و یا به فکر کردن سریعتر و تصمیم گیری بهتر مغز ما کمک میکنند، اما هزینههایی هم در بر دارد.
همۀ ما یکسری باور نسبت به خود، دیگران و دنیای پیرامونمان داریم. این باورها بر اثر تعامل ژنتیک، تجربههای اولیه، رفتار و نحوۀ فرزندپروری والدین در ما ایجاد شده است. در این مقاله میخواهیم ابتدا به تعریف خطاهای شناختی با مثال بپردازیم سپس این خطاها را از دید روانشناسی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم تا بدانیم که هر کدام چگونه می توانند در زندگی ما تاثیر گذار باشند.
خطاهای شناختی نوعی از باورهای بنیادین هستند که منجر به بروز مشکلاتی در نحوۀ ارزیابی و ادراک خود و دنیای اطراف ما میشوند. درواقع خطاهای شناختی، ظرفهایی هستند که به افکار منفی ناشی از باورهای بنیادین شکل میدهند. ممکن است باور بنیادین فردی، این باشد که «من ناتوان و ضعیفم»، درنتیجه در موقعیتهای مختلف با استفاده از خطاهای شناختی مختلف، تنها به شواهدی که تأییدکنندۀ این باور است، توجه میکند.
به طور کلی، افکار ما تأثیر زیادی روی احساس و رفتارمان دارند. در این شرایط، هنگامی که با برخی افکار منفی به عنوان واقعیت روبهرو میشویم، به این باور میرسیم که واقعا خودمان مشکلاتی داریم و بر اساس این فرضیات نادرست رفتار کنیم.

در ادامه بخوانید : اختلال یادگیری یا تنبلی؟ چطور تفاوت را تشخیص دهیم؟
رایجترین خطاهای شناختی یا تفکرات اشتباه به شرح زیر هستند:
فیلتر کردن ذهنی یکی از انواع خطاهای شناختی است و به معنی حذف و پاک کردن تمام نکات مثبت مربوط به موقعیتهای مختلف و در عوض، تمرکز روی نکات منفی آنهاست. در این خطای شناختی حتی اگر فرد نقاط مثبت بیشتری نسبت به نقاط منفی خود داشته باشد بیشتر روی جنبه های منفی متمرکز می شود.
یکی از انواع خطاهای شناختی تفکر دو قطبی بودن یا تفکر همه یا هیچ شناخته می شود. در این خطای شناختی درگیر افکار سیاه یا سفید، بدون سایهای خاکستری از آنها میشویم. در این شرایط، تفکر همه یا هیچ است که افکارمان را هدایت میکند.
.jpg)
یکی دیگر از خطاهای شناختی تعمیم افراطی است. هنگامی که چیزی را بیش از حد تعمیم میدهیم، یک رویداد منفی غیر مربوط به هم را انتخاب میکنیم و آن را به یک الگوی بیپایان برای از دست دادن و شکست خوردن تبدیل میکنیم. و مرتب از کلماتی مانند " همیشه ، هرگز ، همه چیز و هیچ چیز " به طور مکرر در میان افکارمان وجود دارد.
دست کم گرفتن نکات مثبت هر موضوعی مشابه خطای شناختی فیلتر ذهنی است. با این حال، تفاوت اصلی آنها در این است که در خطای شناختی دست کم گرفتن رویدادهای مثبت، وقتی به جنبههای مثبت چیزی فکر میکنیم، آنها را به عنوان نکات بیارزش کنار میگذاریم.
هنگامی که سریع نتیجه میگیریم، یک رویداد یا موقعیت را منفی تفسیر میکنیم؛ بدون اینکه شواهدی برای نتیجه گیری به این شکل داشته باشیم. سپس، به این فرضیات خود واکنش نشان میدهیم.
فاجعه آفرینی تا حدودی به نتیجه گیری سریع نیز مربوط میشود. این مورد از خطاهای شناختی اغلب با سؤالاتی همچون «چه میشد اگر ...» همراه میشود. در این خطای شناختی، در همه اتفاقات پیش روی خود، به بدترین نتیجه ممکن فکر میکنیم و مهم نیست که چقدر نتیجه اش می تواند غیر ممکن است !
یکی دیگر از خطاهای شناختی ، شخصی سازی می باشد که در این باور خود را مسئول همه اتفاقات می دانیم و در حقیقت و به طور کامل یا تا حدودی کنترل و مدیریتش از دست ما خارج می شود. این خطا باعث می شود که همه را مقصر در این رویداد بدانیم و احساس گناه داشته باشیم یا حتی خودمان را مقصر آن اتفاقات بدانیم.
اشتباه یا کلمه غلط به معنی توهم، تصور غلط یا خطاست. اشتباهات کنترلی به دو صورت مخالف یکدیگر میتوانند باشند. در این خطای شناختی ممکن است احساس مسئولیت داشته و به اشتباه تصور کنیم که کنترل همه چیز در زندگی خود و دیگران را در دست داریم یا اینکه برعکس احساس کنیم که هیچ کنترلی روی هیچ چیز در زندگی خود نداریم.
سرزنش کردن به این معناست که دیگران را در برابر احساس خود مسئول بدانیم. حتی زمانی که دیگران رفتارهای آزاردهندهای نشان میدهند، ما همچنان تحت کنترل احساسات خود در بیشتر موقعیتها هستیم و دیگران قدرت تأثیرگذاری به مراتب بیشتری از خودمان روی زندگیمان دارند.
به عنوان خطای شناختی از خودمان انتظار داریم که همه چیز باید به روش خاص مد نظرمان بدون کوچکترین خطایی انجام شوند. و بدون در نظر گرفتن همهی جنبههای موقعیتهای مختلف برای خود و دیگران وضع میکنیم.
و همچنین ببینید : شنیدن صدا در مغز نشانه چیست؟
سخن آخر
خطاهای شناختی نوعی فیلترهای منفی هستند که بر دیدگاه فرد نسبت به خود و دیگران تأثیر میگذارند. در این مقاله به تعریف خطاهای ذهنی پرداختیم، و همچنین به معرفی انواع خطاهای شناختی اشاره کردیم.