بیش فعالی تکانشی یکی از ویژگیهای رفتاری پیچیده و چندوجهی است که در روانشناسی، علوم اعصاب و روانپزشکی اهمیت بالایی دارد این مفهوم به تمایل به واکنشهای سریع و بدون تفکر نسبت به محرکها، پیش از ارزیابی کامل پیامدها، اشاره دارد تکانشگری میتواند از یک ویژگی شخصیتی تا یک علامت بالینی مهم در اختلالات مختلف متغیر باشد.
اختلال بیش فعالی تکانشی در زیر مجموعه بیش فعالی نیز قرار دارد که علائمی همچون حرکت مداوم و ناتوانی در کنترل رفتار است کسانی که به این اختلال مبتلا هستند بدون فکرکردن کاری را انجام میدهند این نوع از بیش فعالی جز رایج ترین ها می باشد که به شدت بیمارا تحت تاثیر قرار میدهد.
این مقاله به صورت جامع به تعریف، ابعاد، علل، پیامدهای رفتاری و راهکارهای مدیریت بیش فعالی تکانشی میپردازد.
تکانشگری به معنای فقدان کنترل بر واکش ها است در حال که بیش فعالی بیشتر به فعالیت بدنی بیش از حد یا بی قراری اشاره دارد، در اختلال نقص توجه و بیش فعالی یا همان ADHD، این دو ویژگی با هم ظاهر میشوند، اما در سایر شرایط، تکانشگری میتواند بدون بیش فعالی شدید وجود داشته باشد.
1.تکانشگری حرکتی: انجام فعالیتهای بدنی ناگهانی و بدون برنامهریزی مانند بلند شدن از جا در حین سخنرانی.
2.تکانشگری شناختی: شتابزدگی در تصمیمگیری، عدم تفکر در مورد گزینهها، و ناتوانی در برنامهریزی طولانیمدت.
3.تکانشگری تصمیمگیری،انتخابی: انتخاب پاداشهای کوچک اما فوری به جای پاداشهای بزرگتر اما تأخیری نشاندهنده عدم تحمل تأخیر.

همچنین در ادامه میتوانید بخوانید آیا کاردرمانی تاثیر دارد؟
آزمایشی نیست که به طور موثر بتواند بیش فعالی تکانشی را نشان بدهد پزشک بیمار را مورد بررسی قرار میدهد و علائم که مربوط به بیماری های مشابه است را مورد بررسی قرار میدهد در برخی از موارد بیمار به علت مشکلات بینایی،مشکلات عاطفی و ناتوانی یادگیری علائمی مثل بیش فعالی تکانشی از خودش نشان میدهد.
تکانشگری یک پدیده چند عاملی است که تحت تأثیر تعاملات ژنتیکی، محیطی و رشدی قرار دارد.
1.وراثت: تکانشگری به شدت ارثی است سابقه خانوادگی ADHD، اختلال دوقطبی، یا اختلال کنترل تکانه، خطر را افزایش میدهد.
2.نقص در انتقالدهندههای عصبی: عدم تعادل در دوپامین و نوراپینفرین، که تنظیمکننده مسیرهای توجه و بازداری هستند.
3.آسیبهای مغزی: آسیب به قشر پیشپیشانی مانند ضربه مغزی یا قرار گرفتن در معرض الکل و سموم در دوران جنینی میتواند مستقیماً بر توانایی بازداری تأثیر بگذارد.
1.محیط اولیه: تربیت والدینی که فاقد ثبات، ساختار یا نظارت کافی است، میتواند تکانشگری را تقویت کند.
2.تجربیات آسیبزا: قرار گرفتن در معرض سوءاستفاده یا غفلت در دوران کودکی.
3.بیماریهای روانی: تکانشگری یک علامت محوری در چندین اختلال است ،اختلال نقص توجه و بیشفعالی اختلال کنترل تکانه مانند ناهنجاری مخرب خلقی،اختلال شخصیت مرزی، اعتیاد به مواد مخدر و الکل، اختلال دوقطبی فاز مانیک

تکانشگری، اگر به درستی مدیریت نشود، میتواند منجر به مشکلات گستردهای در زندگی فرد شود:
مشکلات در روابط، قطع کردن صحبت دیگران، اظهارات نامناسب، یا تصمیمگیریهای ناگهانی که به شریک زندگی یا دوستان آسیب میزند.
درگیریهای مکرر، واکنشهای پرخاشگرانه یا دفاعی بدون تفکر کافی.
عملکرد ضعیف تحصیلی عدم تکمیل تکالیف، پاسخ دادن بدون خواندن کامل سؤالات، یا ترک کردن پروژهها.
ناپایداری شغلی، تغییر مکرر شغل به دلیل تصمیمگیریهای مالی ناگهانی یا عدم توانایی در دنبال کردن رویههای کاری.
رفتارهای پرخطرمانند،رانندگی بیپروا، فعالیت جنسی محافظتنشده، و مصرف مواد.
مشکلات مالی قمار، خریدهای غیرضروری و سرمایهگذاریهای پرخطر.

همچنین در ادامه میتوانید بخوانید اختلال پردازش حسی در کودکان ( علائم ، درمان ، تشخیص )
مدیریت تکانشگری نیازمند یک رویکرد چندوجهی است که شامل مداخلات رفتاری، شناختی و در صورت لزوم، دارویی میشود.
هدف این است که فرد را به جای واکنش مستقیم، به سمت تأخیر در پاسخ سوق دهد.
تکنیک توقف فکرعمل: آموزش به فرد برای ایجاد یک فاصله زمانی عمدی بین محرک و واکنش.
تمرین حل مسئله: آموزش مراحل سیستماتیک برای ارزیابی گزینهها و پیامدهای بلندمدت قبل از اقدام.
بازسازی شناختی: شناسایی و به چالش کشیدن افکاری که منجر به تصمیمگیریهای عجولانه میشوند.
همانطور که قبلا این مورد را در قبلا توضیح داده ایم ، نوروفیدبک به طور خاص میتواند در آموزش بازداری مغزی مؤثر باشد.
نوروفیدبک: آموزش به افراد برای افزایش امواج مغزی مرتبط با تمرکز و بازداری مانند امواج بتا بالا و کاهش امواج مرتبط با عدم توجه و تکانشگری مانند تتا.
داروها برای اختلالات زمینهای که تکانشگری در آنها یک علامت اصلی است مانند ADHD یا اختلال دوقطبی تجویز میشوند.
محرکهادر ADHD، داروهایی مانند متیلفنیدیت یا آمفتامینها میتوانند با افزایش سطح دوپامین و نوراپینفرین در PFC، عملکرد بازداری را بهبود بخشند.
داروهای غیرمحرک برای افرادی که به محرکها پاسخ نمیدهند یا نباید مصرف کنند، داروهایی مانند آتوموکستین یا برخی داروهای تثبیتکننده خلقوخو امکان دارد کمککننده باشند.
ساختاردهی محیط ایجاد روالهای روزانه قابل پیشبینی و کاهش محرکهایی که منجر به واکنشهای تکانشی میشوند.
آموزش والدین، آموزش تکنیکهای تقویت مثبت و تنظیم قاطع اما مهربانانه برای کمک به کودک در توسعه خودتنظیمی.
نتیجهگیری
بیشفعالی تکانشی یک چالش پیچیده است که ریشه در نقصهای عملکرد اجرایی و سیستمهای پاداش مغز دارد در حالی که این ویژگی میتواند در برخی افراد ذاتی باشد، در موارد پاتولوژیک، مدیریت فعال آن از طریق ترکیبی از درمانهای شناختی-رفتاری، آموزش مهارتهای خودتنظیمی و مداخلات دارویی در صورت نیاز برای بهبود کیفیت زندگی و کاهش رفتارهای پرخطر ضروری است.