یادگیری دو زبان از دوران کودکی تجربهای ارزشمند است، اما وقتی کودک دیرتر از همسالانش شروع به صحبت میکند، والدین نگران میشوند که آیا یادگیری همزمان دو زبان باعث تأخیر گفتار شده است؟ این نگرانی بهخصوص در خانوادههایی که کودک در خانه یک زبان و در مهد کودک یا کلاس زبان دیگری میشنود، بیشتر دیده میشود.
درواقع کودکان توانایی دو زبان را از سن کودکی و نوزادی دارند و دوزبانه بودن به تنهایی مانع رشد گفتار نمیشود. ممکن است کودک در یکی از زبانها کلمات بیشتری بلد باشد یا برای بیان منظورش از هر دو زبان کمک بگیرد. اگر کودک در یادگیری کلمات، جملهسازی یا درک صحبت دیگران مشکل داشته باشد، نباید همه چیز را به دوزبانه بودن نسبت داد. شناخت تفاوت روند طبیعی یادگیری دو زبان و اختلال زبان، اولین قدم برای انتخاب مسیر درست است.
روند رشد گفتار در کودکان دو زبانه
کودکی که دو زبان را یاد میگیرد، واژگان را از دو محیط متفاوت میآموزد. ممکن است در خانه نام وسایل، اعضای خانواده و خوراکیها را به زبان اول یاد بگیرد و در مهدکودک با کلمات مربوط به بازی و فعالیتهای گروهی در زبان دوم آشنا شود.
تعداد کلماتی که کودک در هر زبان میداند لزوماً یکسان نیست. برای ارزیابی درست باید مجموع کلمات او در هر دو زبان بررسی شود. برای مثال، اگر کودک کلمه «توپ» را به فارسی و نام یک اسباببازی را به زبان دوم بلد باشد، هر دو کلمه بخشی از دایره واژگان او هستند.
ترکیب دو زبان در یک جمله نیز از رفتارهای شناختهشده در روند یادگیری دوزبانگی است. کودک ممکن است بهجای کلمهای که در زبان اول به خاطر نمیآورد، معادل آن را در زبان دوم به کار ببرد. این رفتار بهتنهایی نشانه اختلال در گفتار نیست.
چه عواملی باعث تأخیر گفتار در کودکان دو زبانه میشوند؟
برای بررسی تأخیر گفتار باید شرایط رشد کودک و سابقه زبانی او را در نظر گرفت. میزان ارتباط با اطرافیان، فرصت شنیدن و استفاده از زبانها و وضعیت رشد عمومی کودک، همگی در این بررسی اهمیت دارند.
تفاوت در میزان استفاده از زبانها
کودکی که وقتش را بیشتر ساعات روز با خانواده است، معمولاً به زبان اعضای خانواده تسلط بیشتری پیدا میکند و زبان دوم را بیشتر در مهدکودک یا جمع دوستان میشنود و فرصت کمتری برای استفاده از آن دارد. این تفاوت میتواند باعث شود مهارت او در دو زبان یکسان نباشد زیرا فرصت تمرین و به کار بردن آن کمتر است.
محدود بودن گفتوگوهای روزمره
یادگیری زبان به ارتباط دوطرفه نیاز دارد. کودک باید فرصت داشته باشد حرف بزند، پاسخ بشنود، درباره اتفاقات سؤال کند و در بازی با دیگران تعامل داشته باشد. تماشای برنامههای تلویزیونی یا گوش دادن به فایلهای صوتی، جای گفتوگوی مستقیم با والدین و اطرافیان را نمیگیرد.
وجود مشکلات زبانی یا رشدی
تأخیر در یادگیری کلمات همیشه به شرایط دوزبانگی مربوط نیست. اختلال رشد زبان، مشکلات شنوایی و برخی اختلالات عصبیرشدی نیز میتوانند بر مهارتهای ارتباطی کودک اثر بگذارند. در چنین مواردی، دشواریهای زبانی معمولاً فقط در یکی از زبانها دیده نمیشوند و توانایی کودک در هر دو زبان باید بررسی شود.
نشانههای تأخیر گفتار در کودکان دو زبانه
والدین برای شناخت مشکلات گفتاری نباید فقط منتظر شنیدن اولین کلمات یا افزایش تعداد کلمه ها باشند. نحوه درک صحبت دیگران، استفاده از اشاره و توانایی برقراری ارتباط نیز اطلاعات مهمی درباره رشد زبان کودک به دست میدهد.
نشانههای زیر نیاز به بررسی تخصصی دارند:
- تعداد کلمات کودک مجموع در دو زبان، متناسب با سن او نیست.
- در کنار هم قرار دادن کلمات و ساخت جملههای ساده مشکل دارد.
- دستورهای ساده را بهخوبی درک نمیکند.
- برای بیان خواستههایش بیشتر ار گریه یا حرکات بدن متکی استفاده میکند.
- در برقراری ارتباط با دیگران دشواری دارد.
- مهارتهای زبانی او در طول زمان پیشرفت قابلتوجهی نشان نمیدهند.
البته تشخیص تأخیر گفتار با مشاهده یک یا دو نشانه امکانپذیر نیست. متخصص باید مجموعه مهارتهای ارتباطی کودک را با توجه به سن و شرایط زبانی او ارزیابی کند.
ارزیابی و تشخیص تأخیر گفتار در کودکان دو زبانه
ارزیابی کودک دوزبانه با بررسی یک زبان بهتنهایی کامل نمیشود. متخصص باید بداند کودک از چه زمانی با هر زبان آشنا شده، در طول روز چقدر آن را میشنود و در چه موقعیتهایی از آن استفاده میکند.
در جریان ارزیابی، چند مهارت اصلی مورد توجه قرار میگیرند:
درک زبان: کودک تا چه اندازه کلمات و جملهها را میفهمد و میتواند دستورهای متناسب با سن خود را انجام دهد؟
بیان کلمات و جملهها: کودک چه واژگانی را در مجموع دو زبان میشناسد و چطور از آنها برای بیان منظورش استفاده میکند؟
مهارتهای ارتباطی: آیا میتواند درخواست کند، به سؤال پاسخ دهد، توجه دیگران را جلب کند و تجربههایش را به اشتراک بگذارد؟
تعامل در بازی: کودک چطور با والدین و همسالان بازی میکند و تا چه اندازه در فعالیتهای مشترک مشارکت دارد؟
بررسی شنوایی نیز بخش مهمی از این فرایند است. مشکلات شنوایی میتوانند دریافت صداها و یادگیری کلمات را دشوار کنند.
گفتاردرمانی در کودکان دو زبانه
پس از مشخص شدن نیازهای کودک، برنامه گفتاردرمانی در کودکان براساس مهارتهایی تنظیم میشود که به تقویت آنها نیاز دارد. هدف از این درمان، افزایش توانایی کودک در فهمیدن و استفاده از زبان است، نه اینکه فقط در یکی از زبانها کلمات بیشتری یاد بگیرد.
در جلسات گفتاردرمانی، بازی و فعالیتهای روزمره نقش مهمی دارند. متخصص با استفاده از تصاویر، کتاب، اسباببازی و گفتوگو، کودک را به استفاده از کلمات و ساخت جمله تشویق میکند.
بخشهای اصلی تمرینها شامل موارد زیر هستند:
- افزایش دایره واژگان: یادگیری نام اشیا، افراد، خوراکیها و فعالیتهای روزانه
- تقویت جملهسازی: کنار هم قرار دادن کلمات و بیان جملههای کاربردی
- بهبود درک زبان: شناخت مفاهیم و انجام دستورهای متناسب با سن
- تقویت ارتباط اجتماعی: تمرین نوبتگیری، پاسخ دادن و مشارکت در گفتوگو
درمانگر باید با شرایط زبانی خانواده آشنا باشد و نیاز کودک به هر دو زبان را در برنامه درمانی در نظر بگیرد. انتخاب بهترین متخصص گفتار درمانی اهمیت زیادی دارد.

اهمیت شروع بهموقع درمان
توجه به نشانههای تأخیر گفتار و شروع بهموقع گفتاردرمانی در کودکان، فرصت مناسبی برای شناسایی مشکلات زبانی و تقویت مهارتهای ارتباطی فراهم میکند. اگر کودک در فهم صحبت دیگران، یادگیری کلمات یا بیان خواستههایش مشکل دارد، ارزیابی تخصصی را به زمان دیگری موکول نکنید.
شروع بهموقع مداخله به شناسایی نیازهای کودک کمک میکند و فرصت مناسبی برای تقویت مهارتهای ارتباطی او فراهم میآورد. همکاری والدین با گفتاردرمانگر نیز باعث میشود تمرینهای آموختهشده در جلسات، در خانه و موقعیتهای روزمره ادامه پیدا کنند.
دوزبانه بودن یک ویژگی از محیط زبانی کودک است، نه دلیلی قطعی برای دیر صحبت کردن او. با ارزیابی دقیق و مراجعه به بهترین متخصص گفتار درمانی، میتوان نیازهای زبانی کودک را بهتر شناخت و مسیر مناسبی برای تقویت گفتار و ارتباط او در هر دو زبان در نظر گرفت.
جمع بندی
دوزبانه بودن فرصتی برای آشنایی کودک با زبانها و فرهنگهای مختلف است و نباید بهعنوان مانعی در مسیر رشد او شناخته شود. آنچه اهمیت دارد، شناخت درست تواناییهای زبانی کودک و توجه به نحوه ارتباط او با اطرافیان است. والدین با فراهم کردن محیط گفتوگو و تعامل و پیگیری نشانههای غیرطبیعی، نقش مهمی در شکلگیری مهارتهای ارتباطی فرزندشان دارند.